از اینجا عضو شوید
وارد شوید ثبت نام کنید

این مرد پایان ندارد زندگی جهادی سرباز اسلام شهید قاسم سلیمانی

وضعیت موجود
قیمت اصلی 30000 تومان
قیمت 24000 تومان
رتبه ی این کالا: 0.0

این مرد پایان ندارد

زندگی جهادی سرباز اسلام شهید قاسم سلیمانی

نویسنده: سیدعلی بنی لوحی

 

اگر برای خرید تمایل به عضویت در سایت ندارید،

فقط کافی است نام محصول را به سامانه ۳۰۰۰۷۶۵۰۰۰۱۰۸۲ بفرستید

همکاران ما با شما تماس خواهند گرفت

تعداد
{{ quantity}}

درباره این کالا بیشتر بدانید

سید علی بنی لوحی مولف کتاب این مرد پایان ندارد ، از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که خود را خادم یاران حضرت روح الله در لشکر امام حسین (ع) می داند و معتقد است بزرگترین خوشبختی زندگی اش این بوده که او را در صحنه جهاد و شهادت راه داده اند هرچند دست خالی و مانده از راه بازگشته است . بعد از دفاع مقدس مدتی رئیس ستاد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و اکنون به فعالیت های فرهنگی مشغول است .

+مهتاب دوکوهه - صفحه 38

اولین بار که او را دیدم در بهمن ماه 1360 بود که ما در پادگان دوکوهه مستقر بودیم و لشکر امام حسین (ع) را برای عملیات مهمه فتح المبین اماده میکردیم . یک روز که در گلف با آقا رحیم و حسن باقری برای هماهنگی کارهای منطقه عملیات جلسه داشتیم به ما گفتن که قرار است از نیروهای بسیجی و پاسدار کرمان یک تیپ تشکیل شود و چون ما مقدار زیادی سلاح و مهمات در عملیات آزادسازی آبادان از محاصره و فتح بستان به دست آورده بودیم موظف شدیم ضمن اینکه چند ساختمان از دوکوهه را در اختیار تیپ در حال تاسیس قرار می دهیم به اندازه سه گردان هم سلاح ، مهمات و تجهیزات به آن ها بدهیم .

همان روز به دوکوهه برگشتیم و اولین دیدار با جوانی خوش سیما ما را به یاد دوستان شهیدمان انداخت که در ماه های اخیر در فراغ آن ها می سوختیم .

حاج قاسم در خاطرات خودش اینگونه به آن روزها اشاره می کند :

محل استقرار اولیه ما دوکوهه بود . در آنجا قبل از اینکه بچه های تیپ محمد رسول الله مستقر شوند بچه های تیپ امام حسین مستقر شده بودند وقتی ما نیروها را به دوکوهه آوردیم هنوز امکانات نداشتیم . آشپزخانه نداشتیم . صلاح و مهمات نداشتیم . تغذیه و تسلیحات ما را تیپ امام حسین تامین میکرد . غذای ما را آن ها می دادند . بعد هم قرار شد تسلیحات ما را هم بدهند بعد خودمان آرام آرام خودکفا شدیم .

 

+ عاشقانه های فرمانده صفحه 128 کتاب

 

ما باید در داخل خانه هایمان،در داخل محیط کارمان،یک عکس شهید داشته باشیم.من معتقد هستم هر ایرانی باید در خانه ی خود یک عکس شهید داشته باشد.ما نباید راه نور را ببندیم.ما نباید پرده ها را بکشیم.باید باز کنیم،این نور بتابد به داخل خانه های ما.این حس،این حس تعلق به شهید نباید در یک مجموعه مختصری و مشخصی به عنوان خانواده ی شهید بماند،هر ایرانی باید در خانه ی خودش یک عکس شهید داشته باشد.چرا شهدای ما مثل امامزاده ها هستند؟این ها مثل یک شی نورانی اند که وصل به منبع نور هستند،مثل یک مدار مغناطیسی که به یک مدار عظیم تر از خودش وصل شده است.شهدای ما معصوم نیستد،اما اتصال کامل و انتصاب کامل به معصوم دارند.مرکز توسل اند،مرکز توجه اند.

 

+ عملیات تکریت و حمله آمریکایی ها به حاج قاسم صفحه 191

در آزاد سازی تکریت بخاطر اینکه سقوط آن موصل را به خطر می انداخت آمریکایی ها ماشین حاج قاسم را مورد حمله قرار دادند برای همین هم بود که در بیشتر صحنه ها ایشان تلاش می کرد از ماشین و تجم بچه ها دور شود و تنهایی جابجا شود تا خطر از دیگران هم دفع شود.

آمریکایی ها با زدن ماشین فرماندهی عملیات به ما می خواستند بفهمانند که نباید جلوتر بروید ولی حاج قاسم گوشش بدهکار نبود و کار خودش را می کرد تا تکریت را تصرف کردیم . در سوریه و در نزدیکی تنف که مقر آمریکایی ها بود و هنوز هم آنجا هستند زمانی که ما به سمت این جبهه حرکت کردیم تا عملیات را شروع کنیم هواپیماهای آمریکایی به ما حمله کردند که چند تانک و نفربر و یک بولدوزر منهدم شد و شهید هم دادیم ولی حاج قاسم با تغییر موضع سریع سالم ماند . آمریکایی ها برای آنکه در آن منطقه داعش از موقعیت ما مطلع شود فیلم آن را برای داعش ارسال کردند ما ظهر نماز خواندیم و حاج قاسم امام جماعت شد . چند ساعت بعد داعش یک ماشین انتحاری فرستاد برای به شهادت رساندن حاجی ولی ما تغییر مکان داده بودیم و عده ای از رزمندگان شهید شدند . در هر صورت آمریکایی ها سال ها تلاش می کردند حاج قاسم را شهید کنند چون تمام برنامه های آن ها را با شکست رو به رو کرده بود

 

نام انتشارات: راه بهشت

سال: 1398

نوبت چاپ: دوازدهم

شمارگان: 3000

قطع: رقعی

تعداد صفحه: 256 - مصور رنگی

شابک:

978-622-9960-37-0